محمد ربيع بن محمد ابراهيم
70
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
نظم چنان آمد بسان رعد غران * ز بيمش فيل گردون شد گريزان فيلان با مهابت بغايت شكوه و عظمت اعضاء مانند كوه الوند گرد او را گرفته خرطومها را چون آستين دلاوران كه در روز مصاف به بالا زنند از ترس چنگ و چنگال آن هژير مثال پيچيده به ضرب حربه دندان به پيش يكديگر ميانداختند و آن ببر نهنگ صولت نيز داد مردى و مردانگى ميداد و حمله بر فيلان مىآورد تا آنكه از شدت حرارت بتابوتب افتاد و هوا گرم شد از خوف تلف شدن صيد آن را موقوف به طرف عصر نموده از آن مكان مراجعت كرده در حوالى آنجا جائى بود مفروش ساخته و اسباب مجلس آورده اين بندگان را به انجا برده از سر كار پادشاه آنچه لوازم ضيافت مىباشد حاضر ساخته « 1 » بعد از صرف طعام و ماحضر و استراحت طرف عصر وزير و ساير ملازمان آن والاجاه سوار شده با بندگان بصيدگاه رفته باز به طريق معهود فيلان را باندرون حصار برده مهاوتان بر آن برآمده هرچند كردند كه شايد او را عاجز كرده گريزان سازند از قوت و توانائى كه داشت آن ببر چنانچه لازمهء شير صولتانست عار فرار بر خود قرار نداده با فيلان در آن معركه مجادله نموده : لمولفه ز چنگال آن ببر در كارزا * هزبر بلا گشت زار و نزار چو شير ژيان رو بميدان نهاد * ز فيلان برآمد روان از نهاد يك فيلى كه بجرات و جلادت و قوت و توانائى مشهور بود زخمى كرد و پاى ثبات در معركه مردى فشارد و از آنجا كه مثل مشهور است « ( ع ) پشه چو پر شد بزند فيل را » چون فيلان بسيار و آن ببر شير صولت بىمعاون و تنها بود بضرب دندان
--> ( 1 ) - سفير فرانسه نيز در طى اقامت خود در سيام براى تماشاى جنگ ببر و فيل دعوت گرديده بود . ( براى شرح آن ر ك به تاشارد كتاب ياد شده فصل 5 . ص ص 248 - 249 )